زیاد اهل نوشتن نیستم
همیشه سعی کردم حسمو با عکسهام تخلیه کنم
چند روزیه که تو شوک هستم. شوکی که یه عزیز به من وارد کرد
چند شبه که خوابم نمیبره و همش از خودم میپرسم چرا این کارو کرد!
با اینکه سعی کردم از کسی کینه به دل نگیرم ولی چند روزیه که از آدم بودن بیزار شدم
بعضی وقتها هیچ گناه و نیت بدی نداری ولی در عوض بی رحمانه مورد هجوم قرار میگیری
و دلت میشکنه... به بدترین شکل ممکن!
امیدوارم خیلی زود حس بدی رو که به همه پیدا کردم از بین بره چون دارم عذاب میکشم
ارسال شده توسط رضا حبیبی در تاریخ چهارشنبه 2 بهمن1387 |



