تبليغاتX
ترانه ی خلقت - طراح محترم!
بعضی وقتها و تحت شرایطی خاص آدم به معادلاتی میرسه که تو هیچ کتاب معادلاتی نمیشه اثباتش کرد

هر کاری میکنی ۲ دو تا چهار نمیشه. درسته که میگن اینجور موقعها چهره اصلی اطرافیانت رو میبینی ولی من ترجیح میدادم شرایطی پیش نیاد که چهره واقعی دیگران رو بشه توش دید. چند روزیه دارم کسانی رو که میشناسم رو دسته بندی میکنم به معادلاتی میرسم که اذیتم میکنه. هر کاری میکنم ۲ دو تا چهار نمیشه چطوری میشه که کسی که حتی یه بار هم ندیدتت شب و روز بخاطرت عذاب میکشه و برات به این در و اون در میزنه ولی...

 این دوست ندیده میشه نزدیکترین اونوقت نزدیکان اصلآ جزو لیست نیستن!

از هیچ کس هیچ انتظاری نداشتم تا حالا. الآنم ندارم بعدآ هم نمیشه که داشت چون معادلات به جایی میرسه که بیشتر دونستنش نمکی میشه روی زخمهات.

تقصیر کسی نیست من تو یه مسابقه شرکت کردم که ظاهرآ اون بالایی برام ترتیب داده

یه دیواره به این گندگی! با ۴۰۰ تا درب احتمالآ مثل تموم مسابقات باید بعضی از درب ها باز باشه

یکیشو انتخاب میکنی خیلی با کلاس میری که بازش کنی. نه باز نشد. برو بعدی... شخصیتت رو حفظ کن و مثل یه شرکت کننده خوب برو سراغ درب... "لبخند" باز نشد! حالا میریم سراغ یه درب دیگه نزار قیافت نشون بده که تا حالا به در باز بر نخوردی دستگیره رو بچرخون. نشد؟! نه. لبخند فراموش نشه! اس ام اس داری! نگران نباش هنوز ۴۰ تا درب مونده! کدومو انتخاب میکنید؟ دلم میگه این یکی باز میشه با قدرت و اعتماد به نفس بازش کن... نشد؟ تلفن داری!! ببخشد یه لحظه گوشی! یک  دو سه "محکم با کتف برو تو در باز میشه" نشد! کتت رو در بیار تریپو بی خیال یختو وا کن آستینتو بزن بالا دور خیز کن جفت پا برو تو در که این آخریشه وا نشه تمومه برو علی یارت داداش!

 آخه قربوون اون طراحی مسابقت برم اینکه همه درا بسته بود!!!!!

دیگه بدتر از این نمیشه دارن در میزنن برو درو وا کن که از دیوار نیاد تو!

آهااای طراح محترم همه ی اینا باعث نمیشه که شُکرت نکنم مسابقت هم خیلی مسخره بود محکم تر بزن

ارسال شده توسط رضا حبیبی در تاریخ سه شنبه 22 اردیبهشت1388 |